﻿1
00:01:38,080 --> 00:01:40,639
سزار اول تعدادی از سواره نظامش رو جلو فرستاد

2
00:01:40,640 --> 00:01:43,340
و بقیه نیروهایش از عقب آنها رو دنبال میکردن

3
00:01:43,440 --> 00:01:45,547
سبک چیدمان سربازانش طبق قوانین و تئوری های
جنگی اون زمان نبود

4
00:01:45,560 --> 00:01:49,634
بلکه بر حسب موقعیت زمانی

5
00:01:49,669 --> 00:01:55,554
و مکانی مانند شیب زمین تغییر میکرد

6
00:01:55,600 --> 00:01:58,143
دسته های سربازان در جهت های متفاوتی حرکت میکردند
و به شیوه های مختلفی می جنگیدند

7
00:01:58,160 --> 00:02:01,309
نهمین و دهمین دسته سربازان در سمت چپ بودند

8
00:02:01,320 --> 00:02:03,905
و به صورت دسته جمعی نیزه هایشان را در میدان جنگ  رها میکردند

9
00:02:03,920 --> 00:02:07,870
آره، اون همیشه فکر میکرد و همیشه از نوع زمین
به نفع خودش استفاده میکرد

10
00:02:08,480 --> 00:02:10,361
ادامه بده

11
00:02:11,400 --> 00:02:15,384
در همان زمان سواره نظام رومی و دسته ای که کمتر
به تجهیزات جنگی مجهز بودند

12
00:02:15,412 --> 00:02:17,146
ناگهان از ناکجاآباد پیدایشان شد

13
00:02:17,160 --> 00:02:21,311
اما اون میدونست از کجا!
قبلا فکرش رو کرده بود

14
00:02:22,520 --> 00:02:25,797
و خودش چی؟ خودش کجا بود؟

15
00:02:28,080 --> 00:02:30,981
چونکه شرایط حساسی بود

16
00:02:31,000 --> 00:02:34,540
سزار به خط اول حمله اومد

17
00:02:34,560 --> 00:02:37,824
رییس هر دسته را به اسم خواند

18
00:02:37,840 --> 00:02:40,635
و با فریاد بلند به آنها دلگرمی داد

19
00:02:41,240 --> 00:02:43,635
این قسمت اینجا تموم میشه

20
00:02:41,240 --> 00:02:46,749
اما میتونیم تصور کنیم واقعا چه جوری تموم شده

21
00:02:48,840 --> 00:02:53,910
ما باید با رگنار لاثبروک و متحدانش بجنگیم

22
00:02:55,560 --> 00:02:58,501
باورم نمیشه رگنار نمیخواد مذاکره کنه

23
00:02:58,520 --> 00:03:03,536
من خیلی خوب میشناسمش، اون دنبال زمین
کشاورزیه برای مردمش

24
00:03:03,560 --> 00:03:08,339
مردان اون همه فرستاده های من رو کشتند
و فقط از جون پسرم گذشتند

25
00:03:08,360 --> 00:03:11,699
که با این حرکت یه پیغام ساده اما صریح به من دادند

26
00:03:11,720 --> 00:03:14,018
چرا منو نفرستادی تا باهاش صحبت کنم؟

27
00:03:17,760 --> 00:03:21,433
تو الآنم برای خیلی عزیزی

28
00:03:22,440 --> 00:03:24,622
همینطور خیلی مهم

29
00:03:24,640 --> 00:03:27,679
 به همین دلیل فکر کردم که اونا میکشنت

30
00:03:32,640 --> 00:03:35,500
کی؟ کی میخوای حمله کنی؟

31
00:03:35,520 --> 00:03:39,764
به محض اینکه شاه ایلا با جنگجوهاش برگرده

32
00:03:40,600 --> 00:03:45,221
مطمئنم که تو ترجیح میدی من و رگنار با هم صلح کنیم

33
00:03:45,240 --> 00:03:48,404
 احتمالا اون موقع تو هم میتونی با خودت کنار بیای
و به آرامش برسی

34
00:03:51,840 --> 00:03:55,228
پادشاه هوریک، رفتار شما باعث شده

35
00:03:55,240 --> 00:03:58,427
 صحبت کردن درباره صلح یا مذاکره با پادشاه اِکبِرت خیلی
سخت بشه

36
00:03:58,440 --> 00:04:01,740
من هیچ وقت قصد نداشتم که با پادشاه اکبرت مذاکره کنم

37
00:04:01,760 --> 00:04:03,866
فکر میکردم اینو میدونی

38
00:04:03,880 --> 00:04:08,266
من فقط میخوام انتقام بگیرم
میخوام شاه اِکبرت رو بکشم

39
00:04:08,280 --> 00:04:13,083
!و اون موقع شاید باهاش حرف زدم

40
00:04:13,120 --> 00:04:17,366
اگه ما اِکبرت رو در میدان جنگ شکست بدیم
ممکنه حاضر باشه تا به ما چیزای بیشتری بده

41
00:04:21,040 --> 00:04:23,900
این هدیه ای برای نشون دادن حسن نیتش بود

42
00:04:23,920 --> 00:04:25,608
کدوم حسن نیت؟

43
00:04:25,640 --> 00:04:29,810
چرا باید بین ما و مسیحیا دوستی و مصالحه ای باشه؟

44
00:04:32,520 --> 00:04:34,740
نظر تو چیه فلوکی؟

45
00:04:36,440 --> 00:04:39,137
اونا خدای اشتباهی رو میپرستن

46
00:04:39,920 --> 00:04:42,900
اونا مثل شپش و کرم می مونن!

47
00:04:42,920 --> 00:04:44,978
من خودم میرم و باهاش صحبت میکنم

48
00:04:45,000 --> 00:04:48,258
تو نیروهای ما رو پراکنده و جدا نمیکنی فرمانده رگنار

49
00:04:48,280 --> 00:04:50,818
مثل اینکه یادت رفته من پادشاهم

50
00:04:52,200 --> 00:04:54,827
ما فردا بهشون حمله میکنیم

51
00:04:54,840 --> 00:05:00,076
و مجهز و آماده به جنگ اونا میریم
همونطور که پروردگار ما اودین بهمون یاد داده

52
00:05:01,240 --> 00:05:03,208
ارلندر

53
00:05:25,680 --> 00:05:27,551
نمیتونم بخوابم

54
00:05:30,720 --> 00:05:33,746
دارم فکر میکردم که مُردن چه جوریه؟

55
00:05:35,000 --> 00:05:37,814
فقط اونایی که مُردن اینو میدونن

56
00:05:38,960 --> 00:05:40,771
پیشگو هم میدونه

57
00:05:40,800 --> 00:05:44,021
اون کاملا نمرده و اینجوری نفرین شده

58
00:05:48,000 --> 00:05:50,684
اون یه چیزی راجع به تو به من گفت

59
00:05:51,720 --> 00:05:54,697
که تو با دختر یک پادشاه ازدواج میکنی

60
00:05:54,720 --> 00:05:58,858
یا اینکه در دریاهایی سفر میکنی که جزر و مدی ندارند

61
00:05:59,400 --> 00:06:01,838
پس، فردا قرار نیست بمیرم؟

62
00:06:02,640 --> 00:06:05,160
نه بر طبق گفته های پیشگو

63
00:06:11,920 --> 00:06:16,981
بیورن منو یاد پسر محبوب اودین، بالدِر میندازه

64
00:06:17,000 --> 00:06:19,373
داستانش رو حتما میدونی

65
00:06:21,200 --> 00:06:36,383
خدایان همه رو مجبور کردند که پیمان سوگند بخورند
که اون همیشه در امانه

66
00:06:36,480 --> 00:06:40,777
هیچ چیز نمیتونست به پسر محبوب اُدین صدمه بزنه

67
00:06:40,800 --> 00:06:43,417
خدایان حتی پیمانها رو امتحان کردند

68
00:06:43,440 --> 00:06:49,880
بهش سنگ و نیزه پرتاب کردند و با تبر بهش حمله کردند
و با شمشیر زخمیش کردند

69
00:06:51,000 --> 00:06:56,107
اما به نظر میرسید هیچ چیز نمیتونه به بالدر آسیبی برسونه

70
00:06:56,120 --> 00:07:00,080
 همه خوشحال بودند که غیرممکن بود که بشه
به بالدر آسیبی رسوند

71
00:07:00,960 --> 00:07:04,617
همه به جز لوکی

72
00:07:05,440 --> 00:07:11,060
لوکی به طور مخفیانه و با بی طاقتی و تنفر اونو زیر نظر داشت

73
00:07:11,080 --> 00:07:20,124
و کنجکاوی داشت اونو میکشت تا ببینه چطور
بالدر در برابر همه نوع حمله ای مصون و در امانه

74
00:07:20,160 --> 00:07:21,899
آره

75
00:07:21,920 --> 00:07:52,893
اون میدونست که باید راهی پیدا کنه تا اونو بکشه

76
00:08:26,480 --> 00:08:28,347
خدایا، کمکم کن

77
00:08:28,360 --> 00:08:32,542
این خدایان چه کسانی هستند که شبها به سراغ من میان
و آرامش رو از من می گیرند؟

78
00:08:32,560 --> 00:08:35,397
اودین، ثور، فرِيِر

79
00:08:37,720 --> 00:08:42,358
تو به ما آموختی تا خدایان دروغین رو نپرستیم
اما من اونا رو دیدم

80
00:08:43,240 --> 00:08:47,544
من ثور رو در آسمون دیدم
من جرقه برخورد چکشش با سندان آهنینش رو دیدم

81
00:08:47,560 --> 00:08:50,874
احساس کردم که دریا از خشمش به تلاطم و خروش درمیاد

82
00:08:53,600 --> 00:08:56,072
چرا این اشتباهه؟

83
00:08:56,080 --> 00:08:58,979
چیزایی که من با چشمای خودم دیدم

84
00:08:59,000 --> 00:09:02,789
چیزهایی که رگنار بهشون باور داره

85
00:09:05,680 --> 00:09:09,511
هر اتفاقی که بیفته لطفا اجازه نده رگنار بمیره

86
00:09:12,120 --> 00:09:14,775
و همینطور هم شاه اکبرت

87
00:10:06,920 --> 00:10:09,497
همینجاست

88
00:10:09,520 --> 00:10:10,946
از کجا میدونی؟

89
00:10:10,960 --> 00:10:13,733
برای اینکه اونا همین الان اینجا هستن!

90
00:10:15,392 --> 00:10:17,552
این طرف، نزدیک بمونین

91
00:10:17,573 --> 00:10:19,372
اینجا

92
00:10:19,419 --> 00:10:21,456
بیاین

93
00:10:25,640 --> 00:10:27,974
تعدادشون زیاده

94
00:10:25,640 --> 00:10:30,256
اما نه به حد کافی

95
00:10:30,320 --> 00:10:32,022
ما میریم به سمتشون

96
00:10:32,040 --> 00:10:33,307
فکر میکنم باید صبر کنیم

97
00:10:33,320 --> 00:10:34,904
من صبر نمیکنم! دشمن اونجاست

98
00:10:34,920 --> 00:10:38,056
ما در موقعیت بهتر تپه هستیم
رو به جلو

99
00:11:11,652 --> 00:11:14,076
رگنار -
به جلو حرکت کنین -

100
00:11:15,616 --> 00:11:17,596
آرایش نظامی بگیرید!

101
00:11:17,687 --> 00:11:20,486
پشت دیوار دفاعی! حرکت کنین

102
00:11:22,160 --> 00:11:25,575
برای چی وایسادی؟
خدایان با ما هستند، رو به جلو جرکت کنین

103
00:11:25,600 --> 00:11:27,349
جلو

104
00:11:30,600 --> 00:11:32,139
حمله

105
00:11:35,720 --> 00:11:38,854
سرجاهاتون بایستید، سپرها رو بیارید بالا

106
00:11:38,880 --> 00:11:40,736
مقاومت کنید

107
00:11:43,800 --> 00:11:45,557
با هم بمونید

108
00:11:47,160 --> 00:11:48,468
مقاومت کنید

109
00:11:52,760 --> 00:11:55,255
حمله!

110
00:11:55,600 --> 00:11:56,652
دیوار دفاعی
به سمت جلو مقاومت کنید

111
00:11:56,920 --> 00:11:57,344
مقاومت کنید

112
00:11:59,160 --> 00:12:07,381
سرجاتون بمونید!

113
00:12:12,280 --> 00:12:14,721
دیوار دفاعی رو نگه دارید

114
00:12:17,040 --> 00:12:19,431
بایستید! همونجایی که هستید بمونید

115
00:12:41,120 --> 00:12:42,023
شیپور حمله رو بزن

116
00:12:42,520 --> 00:12:44,220
حمله

117
00:15:48,640 --> 00:15:50,639
!پدر

118
00:16:45,400 --> 00:16:49,241
کمک

119
00:16:51,720 --> 00:16:53,643
بمیر عوضی!

120
00:16:54,480 --> 00:16:57,320
کشیش، صلیب رو بده لطفا

121
00:16:54,480 --> 00:16:55,731
اینجا هم یکی دیگه هست

122
00:16:55,760 --> 00:16:57,815
اینجا برادر! اینجا، بیا اینجا

123
00:16:58,680 --> 00:17:01,194
نه صبر کن، دست نگه دار

124
00:17:07,200 --> 00:17:10,260
اتلستن اون کیه؟

125
00:17:10,280 --> 00:17:12,368
این مرد رو میشناسی؟

126
00:17:12,400 --> 00:17:14,578
من این مرد رو میشناسم

127
00:17:14,600 --> 00:17:19,140
اسمش رولو... برادر رگنار لاثبروکِ

128
00:17:19,160 --> 00:17:22,066
ما غسل تعمیدش دادیم اما هیچ نتیجه ای نداشت

129
00:17:22,080 --> 00:17:24,368
باعث تاسفه که اون مُرده

130
00:17:24,400 --> 00:17:26,246
نه! هنوز زنده ست

131
00:17:27,920 --> 00:17:30,851
پدر!

132
00:17:32,160 --> 00:17:33,350
این مرد مهمیه
ببین چیکار میتونی بکنی تا زنده بمونه

133
00:17:33,360 --> 00:17:35,021
بله قربان

134
00:17:37,280 --> 00:17:39,494
بدجوری زخمی شده، اونجا

135
00:17:58,562 --> 00:18:00,526
صبر کن

136
00:18:02,000 --> 00:18:04,272
هنوزم فکر میکنی
نباید اول باهاش صحبت میکردیم؟

137
00:18:04,280 --> 00:18:07,693
تو همیشه فکر میکنی میتونی کار خدایان
رو پیش بینی کنی،رگنار

138
00:18:07,720 --> 00:18:09,943
چیزی که امروز اتفاق افتاد سرنوشت بود

139
00:18:09,960 --> 00:18:12,953
هیچ ربطی به تو یا من نداشت

140
00:18:26,000 --> 00:18:30,768
امروز خیلی خوب جنگیدی -
 من فقط خوش شانس بودم، همین -

141
00:18:30,800 --> 00:18:34,137
خدایان بهت لطف داشتند

142
00:18:34,160 --> 00:18:35,733
 لطف؟

143
00:18:36,258 --> 00:18:39,612
ما شکست خوردیم -
ما زنده موندیم تا یه روز دیگه بتونیم بجنگیم -

144
00:18:39,640 --> 00:18:43,139
ما زنده موندیم، اما عموم مُرد

145
00:18:43,160 --> 00:18:45,421
ما مطمئن نیستیم که اون مُرده باشه

146
00:18:46,160 --> 00:18:49,082
کشتن اون کار خیلی سختیه

147
00:18:50,320 --> 00:18:56,683
از اونجایی که هیچ تبر، نیزه یا شمشیری
نتونست امروز به پسر من آسیبی بزنه

148
00:18:56,720 --> 00:19:12,711
از امروز به بعد به اون بیورن آهنین میگیم

149
00:19:24,640 --> 00:19:28,918
ما باید یک سری تصمیماتی بگیریم و اون هم خیلی سریع

150
00:19:29,760 --> 00:19:41,341
آیا ما فردا اینجا رو ترک میکنیم و این جنگ رو ناتموم میذاریم؟

151
00:19:41,400 --> 00:19:43,825
اگه عموم زخمی شده باشه

152
00:19:43,850 --> 00:19:46,198
و اسیرش کرده باشن

153
00:19:47,400 --> 00:19:50,340
من میخوام که اینجا بمونم

154
00:19:50,360 --> 00:19:53,344
تا هر وقت که طول بکشه و آزادش کنن

155
00:19:55,120 --> 00:19:57,675
خب پادشاه!

156
00:19:59,080 --> 00:20:01,845
سرنوشتمون اینه که چه کاری انجام بدیم؟

157
00:20:04,760 --> 00:20:07,836
پیروزی بر مردان شمال!

158
00:20:18,480 --> 00:20:23,661
 پدرت اونا رو با تاکتیک هاش

159
00:20:23,720 --> 00:20:25,394
سورپرایز کرد، نه؟

160
00:20:25,405 --> 00:20:26,608
تو هم منو غافلگیر کردی

161
00:20:27,320 --> 00:20:30,697
این چیزا رو از کجا میدونی؟ -
کی میدونه قربان؟ -

162
00:20:30,720 --> 00:20:33,741
شاید اونا رو از جایی خونده
و کمکش کرده

163
00:20:33,760 --> 00:20:35,875
خوندن بیشتر کار کشیش هاست

164
00:20:33,760 --> 00:20:35,635
و استفاده چندانی هم نداره

165
00:21:15,520 --> 00:21:17,270
رولو

166
00:21:18,520 --> 00:21:19,968
 رولو

167
00:21:22,760 --> 00:21:24,749
کشیش؟

168
00:21:28,640 --> 00:21:30,768
به خودت نگاه کن

169
00:21:33,280 --> 00:21:35,623
حق با هاریک بود

170
00:21:37,840 --> 00:21:38,891
تو بهمون خیانت کردی

171
00:21:42,880 --> 00:22:18,337
 اگه اونقدر قدرت داشتم

172
00:22:18,560 --> 00:22:21,361
،تا بکشمت

173
00:22:22,160 --> 00:22:24,676
این کارو می‌کردم

174
00:23:22,680 --> 00:23:25,142
 متحدین

175
00:23:27,080 --> 00:23:31,672
متحدین و دوستان، ها؟

176
00:23:35,280 --> 00:23:40,343
کی به دشمن زخم خورده‌مون حمله کرده

177
00:23:40,360 --> 00:23:42,331
و از صفحه‌ی روزگار محوشون می‌کنیم؟

178
00:23:45,000 --> 00:23:48,423
این نمی‌تونه ایده‌ی خوبی باشه

179
00:23:45,000 --> 00:23:51,651
البته که ایده‌ی خوبیه
ما نصف راه پیروزی رو رفتیم

180
00:23:51,720 --> 00:23:54,289
حالا هم با کمک خدایان
دشمنانمون رو نابود می‌کنیم، ها؟

181
00:23:56,000 --> 00:23:59,830
منو ببخشید، شاه ایلا، اما از نظر من
،حتی نابود کردن یه ارتش شمالی

182
00:23:59,840 --> 00:24:03,782
نمی‌تونه ادامه‌ی تاخت و تازشون رو متوقف کنه
شایدم کاملا برعکس باشه

183
00:24:03,800 --> 00:24:05,944
به خاطر طمع و انتقام انگیزه‌ی بیشتری پیدا کنن

184
00:24:05,960 --> 00:24:07,628
امکانش خیلی زیاده که با تجدید قوا برگردن

185
00:24:07,640 --> 00:24:11,388
،اونم نه یکی دوبار، بار‌ها و بارها

186
00:24:11,400 --> 00:24:14,367
هر چند دفعه

187
00:24:14,400 --> 00:24:19,571
تنها راه پایان دادن به این تاخت و تازها

188
00:24:19,593 --> 00:24:25,597
اینه که گفتگو و توافقاتی حاصل بشه
که به سود هر دو طرف باشه

189
00:24:25,640 --> 00:24:28,957
 اما

190
00:24:29,000 --> 00:24:33,730
،در حال حاضر، شاه ایلا

191
00:24:33,760 --> 00:24:37,342
،با پول دادن بابت کارهاشون
به عنوان مزدور

192
00:24:37,360 --> 00:24:40,871
قطعا در غلبه بر مرسیا بهمون کمک شایانی می‌کنن

193
00:24:43,720 --> 00:24:47,316
خیلی خوبه
حرفتون درسته

194
00:24:48,200 --> 00:24:52,541
ولی یه نفر باید این پیشنهاد رو به مشرک‌ها بده

195
00:24:52,560 --> 00:24:55,734
تازه اگه تا الآن نرفته باشن

196
00:24:57,200 --> 00:24:58,369
درسته

197
00:24:58,400 --> 00:25:02,214
،با در نظر گرفتن رفتارشون با نمایندگان ما تا به الآن

198
00:25:02,240 --> 00:25:04,492
داوطلب‌های زیادی نخواهی داشت

199
00:25:07,680 --> 00:25:10,099
یه پیشنهاد دارم

200
00:25:10,120 --> 00:25:12,538
فکر می‌کنم بهتره اتلستن رو بفرستیم

201
00:25:15,200 --> 00:25:15,914
اما ممکنه اونو بکشن

202
00:25:16,600 --> 00:25:19,180
اوه، شک دارم

203
00:25:19,240 --> 00:25:21,465
در هر صورت، چه اهمیتی داره؟

204
00:25:46,828 --> 00:25:49,380
!رگنار! بفرمایید

205
00:25:50,072 --> 00:25:52,027
!ببین کی اینجاست

206
00:25:52,221 --> 00:25:55,039
!اولاف، بیا اینجا
!ببین اون کیه

207
00:26:08,880 --> 00:26:11,256
سلام، بیورن

208
00:26:08,880 --> 00:26:13,717
منو یادت میاد؟

209
00:26:13,760 --> 00:26:16,020
معلومه که تو رو یادم میاد

210
00:26:16,040 --> 00:26:18,658
،وقتی بچه بودم می‌خواستم بکشمت

211
00:26:19,440 --> 00:26:21,676
و بعدش دوست داشتم

212
00:26:23,320 --> 00:26:25,774
!می‌دونم که خیلی به عموت نزدیک بودی

213
00:26:26,640 --> 00:26:29,387
،می‌خوام که همتون بدونید رولو زنده‌ست

214
00:26:29,400 --> 00:26:33,749
زخمی شده ولی زنده‌ست و تحت مراقبته

215
00:26:39,320 --> 00:26:41,054
شاه هاریک

216
00:26:41,800 --> 00:26:44,340
چرا اومدی اینجا، اتلستن؟

217
00:26:45,080 --> 00:26:46,757
فرار کردی؟

218
00:26:46,800 --> 00:26:48,415
اومدم باهات حرف بزنم

219
00:26:48,440 --> 00:26:50,177
!شاه اکبرت تو رو فرستاده

220
00:26:50,200 --> 00:26:53,144
پیشنهاداتش رو مطرح می‌کنی
تو یکی از اونایی

221
00:26:53,160 --> 00:26:56,139
اون بهتون پیشنهادی برای صلح میده

222
00:26:56,160 --> 00:26:59,660
می‌خواد در مورد خیلی چیزا حرف بزنه
چیزای خوب

223
00:26:59,680 --> 00:27:01,617
آره و بعدش ما رو می‌کشه

224
00:27:01,640 --> 00:27:04,780
نه، اینکارو نمی‌کنه، قسم می‌خورم
من می‌شناسمش

225
00:27:04,800 --> 00:27:08,334
تو سگ دست‌آموزشی، انگشتاش رو لیس میزنی

226
00:27:08,360 --> 00:27:09,761
ماتحتش رو لیس میزنی

227
00:27:13,160 --> 00:27:17,727
واقعا از لباسای جدید و مدل‌ موهات
خوشم میاد، اتلستن

228
00:27:18,400 --> 00:27:20,292
خیلی خوبه

229
00:27:20,920 --> 00:27:23,382
آماده‌ست تا بهمون یه وثیقه بده؟

230
00:27:23,400 --> 00:27:25,404
آره

231
00:27:25,440 --> 00:27:32,684
،می‌خواد از روی نیت خوبش
بهتون اطمینان بده، هر وقت که بتونه

232
00:27:32,720 --> 00:27:35,952
پس ملاقاتش می‌کنیم

233
00:27:32,720 --> 00:27:34,260
تو کی باشی که حرف میزنی؟

234
00:27:34,280 --> 00:27:38,140
لازم نکرده شما بیاید
،من و رگنار میریم

235
00:27:38,160 --> 00:27:42,760
و اگه اکبرت می‌خواد ما رو می‌کشه، بذار بکشه

236
00:27:44,640 --> 00:27:47,139
پاسختون رو بهش ابلاغ می‌کنم

237
00:27:50,360 --> 00:27:53,019
تا بخشی از راه

238
00:27:53,920 --> 00:27:55,920
همراهیت می‌کنم

239
00:28:03,198 --> 00:28:05,333
چرا باید باهاش بره؟

240
00:28:20,960 --> 00:28:25,133
از دیدنت خوشحالم
فکر می‌کردم مُرده باشی

241
00:28:26,480 --> 00:28:31,629
مدت‌ها آرزوی مرگ داشتم
ناامیدی منو در بر گرفته بود

242
00:28:34,240 --> 00:28:38,714
پس به دین خودت برگشتی
و دین ما رو انکار کردی؟

243
00:28:40,640 --> 00:28:43,427
ای کاش به همین سادگی بود

244
00:28:43,440 --> 00:28:45,940
تو باران آرومی از آسمون، صدای خدای خودم
،رو شنیدم

245
00:28:45,960 --> 00:28:49,138
اما تو رعد و برق هنوز صدای ثور رو می‌شنوم

246
00:28:49,160 --> 00:28:51,447
این دردیه که می‌کشم

247
00:28:52,760 --> 00:28:58,538
امیدوارم یه روز خدایانمون با هم رفیق بشن

248
00:29:08,080 --> 00:29:11,087
یه چیزای برای برگردوندنت دارم

249
00:29:23,000 --> 00:29:25,990
،می‌تونی در امان بری

250
00:29:26,800 --> 00:29:29,279
ولی به زودی می‌بینمت

251
00:29:30,520 --> 00:29:33,054
ممنون، رفیق

252
00:29:44,920 --> 00:29:47,591
درواز‌ه‌ها رو باز کنید

253
00:30:16,240 --> 00:30:20,166
چه کسی رو از ما به عنوان وثیقه انتخاب کردید؟

254
00:30:20,200 --> 00:30:21,581
دوباره پسرتون رو؟

255
00:30:21,600 --> 00:30:25,859
،نه، نه! زیاد درست به نظر نمیومد

256
00:30:25,880 --> 00:30:29,309
که برای بار دوم جونش رو به خاطر بندازم

257
00:30:30,360 --> 00:30:32,289
پس چه کسی؟

258
00:30:33,400 --> 00:30:35,712
 ،راستش رو بخواید

259
00:30:33,400 --> 00:30:35,952
شما رو شاه ایلا

260
00:30:41,640 --> 00:30:43,695
منو؟ -
خب، به جز خودم، شخص دیگه‌ای نیست -

261
00:30:43,720 --> 00:30:46,467
که شمالی‌ها ارزش بیشتری براش قائل باشن

262
00:30:46,480 --> 00:30:50,944
و اونا عواقب آسیب‌ رسوندن
به شما رو در هر شرایطی می‌دونن

263
00:30:54,520 --> 00:30:57,375
،البته، اگه تمایل ندارید خودتون رو در خطر بندازید

264
00:30:57,400 --> 00:31:01,082
،نه، نه
من کارم رو انجام میدم

265
00:31:11,080 --> 00:31:13,266
سوارکاران

266
00:31:17,240 --> 00:31:20,349
سوارکاران نزدیک میشن

267
00:31:26,440 --> 00:31:30,354
فکر نمی‌کنید باید خودتون رو آماده کنید، شاه ایلا؟

268
00:31:36,760 --> 00:31:39,216
اشتباهه

269
00:31:42,080 --> 00:31:43,665
چی میگی؟

270
00:31:43,680 --> 00:31:46,492
من که میگم این قضیه پایان خیلی بدی داره

271
00:31:47,440 --> 00:31:50,007
حرفت رو زدی

272
00:31:50,920 --> 00:31:54,065
همه‌‌ی اینکارا به خاطر برادرت

273
00:31:54,080 --> 00:31:57,141
همه‌مون خودمون رو به خاطر برادرت در خطر می‌ندازیم

274
00:31:57,160 --> 00:31:59,746
چرا باید برادرت رو نجات بدیم؟

275
00:31:59,760 --> 00:32:03,141
اون آرنه رو کشت، نزدیک بود منو هم بکشه

276
00:32:03,160 --> 00:32:05,618
به همه‌مون خیانت کرد

277
00:32:05,640 --> 00:32:07,274
قضیه فقط رولو نیست -
نه، در مورد کشیشه -

278
00:32:07,280 --> 00:32:13,000
که تطمیعمون کرد به اینجا بیایم

279
00:32:13,080 --> 00:32:15,675
چطور می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

280
00:32:18,200 --> 00:32:21,667
!تو یکی داری در مورد اعتماد حرف میزنی، تــــو

281
00:32:23,640 --> 00:32:26,377
چی میگی؟

282
00:32:26,400 --> 00:32:28,507
!من آدم قابل اعتمادیم

283
00:34:29,880 --> 00:34:32,607
شاه اکبرت تمایل داره تا

284
00:34:32,640 --> 00:34:36,022
به صورت اجمالی شرایط پیمان احتمالی رو بیان کنم

285
00:34:36,040 --> 00:34:39,809
ایشون صادقانه در آرزوی صلح و همکاریه

286
00:34:39,840 --> 00:34:43,288
و اعتقاد داره که رگنار لاتبروک
آرزوهاش رو به اشتراک میذاره

287
00:34:44,040 --> 00:34:47,332
پادشاه موافقه بهتون طلا و ثروت بده

288
00:34:47,381 --> 00:34:51,835
تا شما دیگه به سرزمینش تاراج نبرید

289
00:34:51,880 --> 00:34:55,267
 از همه مهم‌تر حاضره بهتون پنج هزار هکتار
از زمین‌های خوبش رو

290
00:34:55,280 --> 00:34:58,323
برای کشاورزیاوندر صلح تقدیم کنه

291
00:34:59,160 --> 00:35:03,323
در نهایت، مفتخرم بهتون شاهدخت کوئینترس از
 امپراتوری مرسیا رو معرفی کنم

292
00:35:03,360 --> 00:35:06,100
پادشاه اکبرت و شاهدخت
تمایل دارن

293
00:35:06,120 --> 00:35:09,660
،به هرکدوم از جنگجویانتون دستمزد بدن
تا برای اون بجنگید

294
00:35:09,680 --> 00:35:11,665
برادرم چطور؟

295
00:35:13,760 --> 00:35:17,661
پادشاه در صورت توافق شما با پیشنهادش
با آزادی رولو موافقت می‌کنه

296
00:35:17,680 --> 00:35:21,098
و ازتون انتظار سالم و درامان برگردوندن
شاه ایلا رو داره

297
00:35:21,120 --> 00:35:24,422
پیشنهادتون رو می‌پذیرم -
 منم همینطور -

298
00:35:47,960 --> 00:35:49,742
همه‌ش اینجاست

299
00:36:18,880 --> 00:36:20,709
سلام، برادر

300
00:36:21,240 --> 00:36:23,864
هر کدومتون که می‌خواد به عنوان مزدور

301
00:36:23,880 --> 00:36:28,054
،برای شاهدخت کوئینترس کار کنید
!همین الآن بیاید جلو

302
00:36:50,720 --> 00:36:53,852
من برادرمو می‌برم خونه

303
00:36:53,880 --> 00:36:58,942
تو هم با برمیگردی یا اینجا پیش مردمت می‌مونی؟

304
00:37:02,760 --> 00:37:05,410
می‌خوام که برگردی

305
00:37:22,760 --> 00:37:25,613
!خوبه، محکم بگیرش -
باشه -

306
00:37:25,640 --> 00:37:27,589
سپرتو بالا بگیر

307
00:37:31,440 --> 00:37:33,390
کافیه

308
00:37:47,960 --> 00:37:49,699
کی بهت گفته اینکارو کنی؟

309
00:37:49,720 --> 00:37:53,095
هیچکی، اینکارو برای خودم می‌کنم

310
00:37:53,120 --> 00:37:55,774
می‌خوام در دیوار دفاعی بجنگم

311
00:37:55,800 --> 00:37:58,428
می‌خوام مثل لاگرتا باشم

312
00:37:58,440 --> 00:38:01,997
چرا همه می‌خوان مثل لاگرتا باشن؟

313
00:38:03,520 --> 00:38:05,639
نگران نباش، متوجهم

314
00:38:06,160 --> 00:38:08,393
منظورت رو فهمیدم

315
00:38:09,840 --> 00:38:12,780
تصمیم گرفتم تا تو رو آزاد کنم

316
00:38:12,800 --> 00:38:15,668
دیگه خدمتکار من نیستی و هیچ تعهدی
نسبت به من نداری

317
00:38:15,680 --> 00:38:21,294
فقط در صورتی به من و شوهرم خدمت می‌کنی که
به عنوان یه شخص آزاد خودت اینو بخوای

318
00:38:21,320 --> 00:38:26,444
غیرممکنه -
و حالا ممکن شده -

319
00:38:33,360 --> 00:38:35,843
این یه هدیه‌ست

320
00:40:42,480 --> 00:40:46,781
 خب این شمالی‌ها موافقت کردن تا به عنوان
،مزدور برای شما بجنگن

321
00:40:46,800 --> 00:40:49,865
تا کمکتون کنند تاج و تخت مرسیا رو به دست بیارید

322
00:40:49,880 --> 00:40:54,629
و رگنار لاتبروک اینجا نیست؟

323
00:40:54,680 --> 00:40:57,877
...متاسفانه، نه، اما -
مهم نیست -

324
00:41:05,920 --> 00:41:08,494
اونا مردهای خشنی هستن، ها؟

325
00:41:08,520 --> 00:41:12,011
اونا مبارزین بزرگی هستن، بله

326
00:41:12,880 --> 00:41:14,876
همه‌شون

327
00:41:24,640 --> 00:41:26,803
...اونا خیلی

328
00:41:24,640 --> 00:41:28,710
قوی هستن

329
00:41:28,760 --> 00:41:33,246
خب، اونا زندگی سختی داشتن
هم کشاورزی کردن هم مبارزه

330
00:41:33,960 --> 00:41:36,434
و از مرگ هیچ هراسی ندارن

331
00:41:53,640 --> 00:41:57,607
می‌دونی، همیشه می‌دونستم که عاشق این
شمالی‌ها میشم

332
00:42:02,840 --> 00:42:04,985
گمون کنم خوشم بیاد باهاشون بذر بچه بکارم

333
00:42:06,480 --> 00:42:09,200
گمون کنم بچه‌هامون غول باشن

334
00:42:55,720 --> 00:42:56,985
از دیدنت خوشحالم، دوست من

335
00:42:57,000 --> 00:43:01,886
همتون به خونه خوش اومدید
خدایان رو شکر

336
00:43:07,320 --> 00:43:10,377
لاگرتا، خیلی خوش اومدی، لطفا بمون

337
00:43:14,680 --> 00:43:17,100
و تو، برگشتی

338
00:43:17,120 --> 00:43:18,633
همینطوره،به خاطر شما و رگنار برگشتم

339
00:43:18,640 --> 00:43:24,407
همه‌تون خانواده‌ی من هستید

340
00:43:24,480 --> 00:43:26,667
بنوش، کشیش

341
00:43:33,880 --> 00:43:36,558
شاهدخت -
بیورن -

342
00:43:41,680 --> 00:43:44,059
فورون؟

343
00:43:46,000 --> 00:43:48,341
آزادش کردم

344
00:43:48,360 --> 00:43:50,807
اون دیگه برده نیست

345
00:43:57,680 --> 00:44:00,209
خوش برگشتی، بیورن

346
00:44:08,920 --> 00:44:10,840
ممنون

347
00:44:19,880 --> 00:44:21,841
رگنار

348
00:44:23,840 --> 00:44:26,229
پاش، سیگی

349
00:44:27,680 --> 00:44:30,204
بلندش کن

350
00:44:32,720 --> 00:44:34,278
خودشه

351
00:44:37,880 --> 00:44:39,912
ببندش

352
00:44:40,480 --> 00:44:42,433
!ببندش

353
00:45:02,600 --> 00:45:04,597
،فلوکی

354
00:45:06,760 --> 00:45:10,135
،می‌تونیم با همدیگه صادق باشیم
نمی‌تونیم، ها؟

355
00:45:10,920 --> 00:45:14,180
ما همدیگه رو خوب می‌شناسیم

356
00:45:14,200 --> 00:45:17,759
می‌دونیم از چی خوشمون میاد
یا از چی متنفریم

357
00:45:20,040 --> 00:45:22,150
...ما خیلی چیزا رو مثل

358
00:45:22,880 --> 00:45:26,740
خیلی نظرات و احساساتمون رو

359
00:45:26,760 --> 00:45:32,011
در مورد زمین و خدایان به اشتراک میذاریم

360
00:45:32,040 --> 00:45:35,316
حق با من نیست؟ -
بله -

361
00:45:38,440 --> 00:45:41,500
یه پیشنهادی هست که می‌خوام بهت بدم

